|
اینجانب الحق والانصاف علی رغم عنوان هایی که بعضی دوستان به ناحق به من نسبت داده اند همیشه مدافع حقوق اقایان بوده وهستم وهمه تلاش خود را درجهت احیای بخشی هرچند ناچیز ازحقوق ازدست رفته ایشان به عمل اورده ام . اما اکنون انچه که اینجانب را به تحریر این عریضه ناچیز واداشت اطلاع اینجانب از بعضی تحرکات مرد ستیزانه درمدارس دخترانه است. ازقرار چندیست در مدارس دخترانه یک سری اموزشهای خاص تحت عنوان مهارتهای مقابله با جنس مرد به دختران جوان ارائه میشود که اگر چه به ظاهر بیشتر جنبه فیزیولوژیکی دارد اما درباطن پی ریزی یک حرکت عظیم ضد مردانه ! میباشد. به این نحو که درحین این اموزشها به دختران جوان اینگونه القا میشود که مرد موجود خطرناک ودرنده ای ست که چونان گرگ قصه ها همواره درکمین نشسته تا درفرصتی مقتضی به انها حمله ور شده وچونان شنگول ومنگول ببلعدشان مساله اینجاست که این تبلیغات وتحرکات مسموم ازیک طرف وریشه های فرهنگی از طرف دیگر به نتایج شوم این برنامه ها دامن میزند به عنوان مثال همین داستان موهوم شنگول ومنگول را درنظر بگیرید! گرگ قصه در تمام ورژنهای داستان به طور مشخصی مذکراست! ایا گرگهای مونث بره نمیخورند ؟ ویااگر میخورند پس انها از چه حیلت هایی استفاده میکنند که حتی در تاریخ وادبیات منقول وغیر منقول ماهم ثبت نشده است ؟!مورد مشابه وحتی میتوان گفت فجیع تر، قضیه شنل قرمزیست که این بنده حقیر را به این نتیجه میرساند که نفوذ تبلیغات منفی وسیطره فمینیسم نه تنها در ایران که درغرب هم وچه بسا با شدت بیشتری حکمفرماست در تمام داستان یک دختر معصوم وبیگناه دربرابر یک گرگ مذکر قرار میگیرد که طبق معمول قصد دارد دختر بی گناه قصه را بخورد! اما ایا تا به حال کسی از خود پرسیده است که این شنل قرمزی اگر واقعا ریگی به کفش نداردچرا شنل قرمز پوشیده است؟! بحمد الله به کوشش دوست فرزانه ما فروید خواص وتاثیرات شگرف رنگ قرمز برکسی پوشیده نیست پس نیازی به توضیح این مساله نیست که چطور سیستم فکری گرگ مفلوک به علت گذر هرروزه این دختر مختل میشده و این مشخصا میتواند توجیه علت بسیاری از بذهکاری هایی باشد که در ادامه داستان گرگ کذادر صدد انجام انها بر می اید!
البته در این میان نباید تلاشهای بی دریغ بعضی از اصحاب شعر وادب را نادیده گرفت گرچه باید گفت که این تلاشها در زیرفشار تبلیغات فمینیسم جهانی تا حدود زیادی کم رنگ شده اند اما نباید ازتاثیرات حتی مقطعی انها نیز به سادگی چشم پوشید یکی از موفق ترین این تلاشها ترانه ای بود که توسط چندین خواننده مردمی وازادی طلب ایرانی اجرا شد که البته اخرین ورژن اجرا شده به علت تاثیر گذاری فوق العاده ش درواقع یخشی از موسیقی فولکلور ایرانی باقی ماند مضمون ترانه اینچنین بود
دختر همسایه شبای تابستون
گاهی میومد روی بوم
هردفه یه گلی پرت میکرد میون خونمون
یعنی زود بیا روی بوم
دلش نمی گرفت اروم
دراین ابیات شاعر علی رغم فشار سانسور وخفقان حاکم بر فضای انروز با ظرافت خاصی یکی از حیله های ظریف زنانه را افشا میکند این بخش تبلور خباثت وجود زن در بهره گیری او از این حقیقت ذاتیست که جنس مرد علاقه والفت خاصی به لطافت های طبیعی(که دراینجا نماد ان همان گلیست که دختر کذا به بام پرت میکند) دارد درقسمت بعد ترانه سرا به تبعات وخیم چنین نیرنگ هایی میپردازد انجا که چنین میگوید
خیلی زرنگ با چابکی
پله ها رو ده تا کی
تا می رسیدم اون بالا
قایم میشد میگفت حالا
اگه راستی مردی
باید دنبالم بگردی
این بخش که اوج بازیچه قرار گرفتن مرد درنتیجه اغواگری زنانه است به وضوح نشان میدهد که مرد بیچاره که چه بسا با بیژامه وزیر پیراهن (توجه داشته باشید که فصل تابستان بوده است)درمنزل استراحت میکرده چطور پله ها را ده تا یکی میکرده وچه مخاطراتی را به جان می خریده تا به پشت بام برسد(درنظر بگیرید که حتی اگر ما مرد را مردی با دومتر قد هم فرض کنیم برای انکه بتواند پله ها را ده تا یکی کند باید روی پله ها 180 میزده است واین خود به روشنی نشانگر درصد بالای وقوع خطرات غیر قابل جبران حاصل ازاینگونه عملیات محیر العقول است! )درادامه مشخص میگردد که این تازه شروع بازی دیگری بوده است البته دراین بخش ترانه سرابه استادی هرچه تمام تر ترانه را اپن اند میگذارد تا شنونده خود پایان ماجرا را تصویر کند
از این گونه تلاشها البته اگرچه بسیار است اما سیطره فمینیسم مجال هر فریادی را از مردان نگون بخت گرفته است جونانکه وقتی ترانه ای چون
برای من که عاشقم
تورو خدا یه ماچ بده
به بازار می اید فریاد تمام جماعت نسوان بر میخیزد که این مرد پست پلید پلشت زن را فقط وفقط برای سو استفاده جنسی (همان ماچ در ترانه فوق الذکر) میخواهد اما این معترضان اشوب گر که سعی دارند حقیقت را درپشت ولوله های زنانه معمولشان پنهان کنند هرگز توجهی نمیکنند که خواننده مذبور با چه اهنگ حزین وبا چه صوت غم انگیزی از معشوق خود طلب بوسه (یا همان ماچ درفرهنگ عامه را میکند) وحتی اورا به پروردگار بزرگ سوگند میدهد ودر همان ابتدای امر نیز صادقانه به عشق خویش اعتراف میکند اوج فروتنی و ازخود گذشتگی وبی ادعایی مرد انجا رخ مینماید که با تاکید بسیار وبه تکرار میشنویم که میخواند" یه ماچ بده " وباور این حقیقت که او تنها یک ماچ میخواهد هرانسان صاحب تفکری را به اندیشه وا میدارد که این اندازه از رندی وسبکبالی را ایا درموجودی غیر ازمرد میتوان یافت !
این داستان وشرح اینگونه حق کشی ها ورفتارهای ظالمانه درقبال مرد داستانیست که دریک مقال نمی گنجد تنها برای حسن ختام لازم میبینم که به یکی از ترانه های جانگداز خواننده مردمی ومتعهد جواد یساری بپردازم چرا که تاثیر ترانه های خواننده مذکور انچنان شگرف بوده است که نام او بعدها عنوانی برای تمام پیروان حرکتی شد که او بنیانگذار ان بوده است !! دربخشی ازیکی ازترانه های این مبارز جسور اینگونه امده است
پیرهن صورتی دل منو بردی
بردی دلمو غممو نخوردی
نشون به اون نشون یادته
گل سرخی روی موهات نشوندی
گفتی من میرم الان
زودی برمیگردم
گفتی من میام اونوقت
باهات همسر میگردم
گذشته از اوج تکنیک ترانه سرایی که علی الخصوص در دوبیت اخر این ترانه به وضوح مشهود است!! این ترانه حاوی نکات بسیار ارزنده ایست که ذهن بیدار هر انسان ازاد اندیشی را به خود معطوف میدارد درابتدا ترانه سرا ضمن افشای بعضی ترفندهای کثیف زنانه با ازخود گذشتگی تمام انها را نادیده میگرد واوج تعلق خاطر خود را به معشوق ابراز میکند وسپس به شرح دلگداز بی وفایی معشوق می پردازد وحتی برای اثبات گفته خود به دلیل و منطق روی میاورد و گل سرخی را که معشوق برسر نشانده شاهد قرار میدهد که او قول بازگشت داده است دراین بخش به روشنی مشهود است که عاشق قصد برقراری سنت حسنه ازدواج را داشته است بعضی تحلیل های مغرضانه بر این ترانه اینگونه ادعا میکنند که در دائمی یا موقت بودن امر ازدواج جای شبهه باقیست در جواب اینگونه ایرادها باید گفت که درهر دو صورت عاشق کاملا به مبانی عملی اسلام التزام داشته است وحاضر نبوده که اورا با پیرهن صورتی وگلی بر سر بیش ازاین به طریقه نامشروع ملاقات کند واین اوج دینداری ودین باوری مرد در فرهنگ اصیل اسلامیست وهیچ گونه ارتباط مستقیم یا حتی غیر مستقیم به میزان احترام وارزشی که دلداده مذکور برای شخصیت زن این ترانه قائل بوده است ندارد به هرترتیب این بنده حقیر امیدوارم که روزی مردهای ستم دیده جهان اززیر سلطه استعماری زنان وبه درایند واهنگ پرشکوه ازادی از استبداد را هم نوا باهم سر دهند !!
|